_ خانم "ف" 32 ساله برای مشکلش به روانشناس مراجعه می کند. ماجرا از این قرار است که خانم "ف" متوجه خیانت همسرش میشود و بعد
نمیدانم برای انتقام یا پر کردن خلاء عاطفی، با مدیر شرکت رابطه برقرار میکند. آقای مدیر با وجود داشتن همسر و یک فرزند، به خانم "ف" قول میدهد که بزودی کارشان را درست می کند تا با هم به کشور دیگری بروند و به این ترتیب خانم "ف" را راضی میکند تا با هم ارتباط جنسی داشته باشند. از بد حادثه خانم "ف" حامله میشود! حالا جناب آقای مدیر جا میزند و خانم "ف" آمده است تا مشکلش را با دکتر روانشناس در میان بگذارد. جناب دکتر پس از شنیدن مشکل خانم "ف" ، به او توصیه میکند که بچه را سقط کند و رابطه اش را با آقای مدیر تمام کند. در عوض برای گرفتن انتقام از شوهر خیانتکار، رابطهای جدید را شروع کند. رابطه با جناب دکتر!_ خانم "گ" 25 ساله، کارشناس در شرکت نفت، خوش چهره، 4 سالست ازدواج کرده و یک پسر 2 ساله دارد. یک روز که سر زده وارد خانه میشود، شوهرش را با خانمی در اتاق خواب خودش! میبیند. خانم " گ" به مرز جنون میرسد. برای بازگشت به حالت تعادل نیاز به شوک الکتریکی پیدا میکند. پس از بهبود نسبی، درخواست طلاق میکند. در جریان دادگاه، قاضی یک دل نه صد دل عاشق خانم " گ" میشود و تمام تلاش خود را برای گرفتن حق خانم"گ" از شوهر خیانتکار! به کار میبندد تا دل خانم "گ" را صاحب شود!
_ خانم ......
_ آقای .....
میشود جای نقطهچینها را تا صبح با اسمهای صدها آشنا و غریبه پر کرد!
