X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : چهارشنبه 23 خرداد‌ماه سال 1386 در ساعت 01:38 ب.ظ
نویسنده : مهتاب
عنوان : ۵ آب

اینجا با همه کمبودهایی که داره آدم احساس آرامش می کنه. چندیگر از شهرهای تمیز و خوب هند محسوب میشه ( به قول خودشون  beautiful city ). شهر به بخشهای متعددی تقسیم شده. مثلا دانشگاه و کمپوس که شامل حوابگاه دختران و پسران و مهمان های ویزه اس ( مثه من!) در سکتور ۱۴ قرار داره. و بهترین و شیکترین مرکز خریدش در سکتور ۱۷. برای رفتن به سکتورهای متفاوت میتونی ریکشا (‌سه چرخه که یک نفر برای روندنش پا میزنه) یا اتو ریکشا ( ماشین سه چرخ) کرایه کنی. خیلی قیافه تمیز و خوبی نداره اما وقتی سوار ریکشا میشی باد که زیر موهات میخوره و منظره شهر رو می بینی بدت نمیاد.

دانشگاه پنجاب دانشگاه بزرگیه که اونوقتا که ساختند معلومه حسابی تمیز بوده اما حالا جوریه که من اگه قرار باشه برم دستشویی حاضرم تا خونه ام پیاده برم اما اینجا نرم!  گوشه توالتاش یه لگن شکسته گذاشتند و یه پارچ. بیشتر وقتا هم  یک نفر رفته توش و فارتیده زده بیرون! (   اینو پسر عموم که کوچیک بود وقتی توی شلوارش کاری میکرد می گفت).

زندگی به شکل بدوی اینجا جریان داره اما هر چی هست آدم و عقیده اش حرمت داره... قیافه های متفاوتی می بینی. خانمهایی که با دو سه من چربی اطراف شکم یه تاپ بالای نافی زیر ساریشون تن کردند یا دخترای جوونی که به روز هستند و تی شرت و شلوار پوشیدند. اکثرن خود  پنجابیها  سوت  ( مثه پیرهن بلند)  و شلوار می پوشند اما توی توریستها که بیشتر chinies  هستند مدلهای فشن زیادی می بینی ( و چه موهای زیبایی دارن ).  پسرای جوونی رو می بینی که  معتقدند مو مقدسه و موهاشونو کوتاه نمی کنند و  چیزی مثل عمامه دور سرشون پیچیدند ( سیک ها).  بعضی ها هم  ریشهاشون رو خیلی محکم تاب دادند و مثل کش بستند زیر چونه شون.

خلاصه  هر کس هر جور که دوست داره  فکر می کنه. هر جور دوست داره می پوشه  و هیچکس نیست که نگاه چپ بکنه یا اووووه ه ه ...... جوووون ... عجب تیکه ایه بگه!

 اینا رو  که داشتم می نوشتم جواد برام یه SMS فرستاد که :

 " و همانا ما شما را به زور چک و لگد به سوی بهشت رهنمون می سازیم!"

                                                                                    سوره ناجا - آیه ۱۱۰