X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : دوشنبه 24 آذر‌ماه سال 1382 در ساعت 06:47 ب.ظ
نویسنده : مهتاب
عنوان :

میخوام زاویه دیدمو نسبت به مسایل عوض کنم. شاید بشه گفت میخوام ازین به بعد با خودم و با دلم رو راست بشم. راستشو بخوای من آدمی نیستم که بدون عشق بتونه سر کنه....... و راست راستش اینکه اصلا با خودم فکر میکنم مگه آدمی هم وجود داره که بتونه بدون عشق سر کنه؟ اگه هم کسی میگه که میتونه .....از من به شما نصیحت حرفاشو جدی که نگیرین هیچ تازه مطمئن باشید توی عاشقی یه چیزی تو مایه های مجنونه یا اقلکنش دیگه یه چیزی مثه همین عباس آقا قصاب سر کوچه که از فرط عشق ساتورو بلند کرده بود و می گفت اگه زری رو بهم ندین خودمو و اونو با هم شقه شقه می کنم

دیروز توی اتوبوس که بودم خیلی دقیق به آدمهایی که اطرافم بودند نگاه می کردم...انگار دنبال یه سوژه بودم که بتونم بیام توی وب لاگم بنویسم......یکی نیست بگه خوب مگه مجبوری؟ سوژه نداری ننویس چرا اینقدر خودتو عذاب میدی؟ تازشم معلوم نیست بعد این همه دست و پا زدن و حرفای صد تا یه غاز ردیف کردن اصلا کسی به وب لاگت سر بزنه یا نه

امروزم که دیگه حسابی همت کردم و بعد مدتها آرزوی ورزشکار شدن رفتم کلاس......راستش واسه اینکه کم نیارم و نشون بدم بابا ما خیلی وقته این کاره ایم !!!! پا به پای بقیه دویدم.......بقیه شو هم که حتما میتونید حدس بزنید .....چشمتون روز بد نبینه

ولی گذشته از درد همه عضلات یه محاسنی هم داشت........

عرض کنم خدمتتون که اندر فواید ورزش شنیده بودم به سلامت روح و روان کمک شایانی میکنه.....ولی امروز یه چیزای دیگه هم دستگیرم شد که .......نه بهتره هر کی خودش بره و تجربه کنه.......فقط بگم اگه حس میکنید از فرط بیکاری عاشق شدید و شایدم از فرط عاشقی بیکار شدید..... و اون آقاهه هم خودشو واستون لوس میکنه و به هیچ صراطی هم مستقیم نیست..... برید و معجزه ورزش رو ببنید........ مثه آبه رو آتیش