X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : سه‌شنبه 23 بهمن‌ماه سال 1386 در ساعت 09:57 ق.ظ
نویسنده : مهتاب
عنوان : اینقدر راحت؟

تازه از مطب دکتر اومدم و دارم نگاه به آزمایشهایی که برام نوشته می‌کنم که تلفن زنگ می‌زنه.  یکی از دانشجوهای فوق لیسانسمه که فردا امتحان شیمی معدنی پیشرفته داره.

_ استاد ترو خدا، من خیلی مشکل دارم. دارم از شوهرم جدا میشم. همش توی دادگاه هستم. نمی‌تونم درس بخونم.

_ مشکلتون چیه؟

 

 

 

_ استاد خیلی مفصله.  اصلا آدم فهمیده ای نیست. یه بازاری پولداره. می‌خواد از من یه زن خونه‌دار بسازه.  همش دنبالم می‌آد ببینه من کجا میرم، چیکار می‌کنم؟ من عاشق درسم استاد ولی اون یه بازاریه....

_ به هر حال از اول می‌دونستی که یه بازاریه. این که عیب نیست!

_ آره ولی استاد نمیدونید که....

_‌میخوای من باهاش صحبت کنم؟

_ نه! اصلا آدم فهمیده‌ای نیست. آبرو ریزی می‌کنه. به من تهمت میزنه که با کسی دیگه هستم.... حالا هم برادرم از کانادا می‌خواد بیاد منو ببره. میگه اونجا خیلی خوبه. اصلا ترافیک نیست! آرومه. میتونی پیشرفت کنی .....

_ با این چیزا زندگیتو بهم نزن .........  حالا تو  تمام تلاشتو برای فردا بکن. ببینم چی میشه؟

 

 

.................................

 

_ استاد؟ مگه من به شما مشکلمو نگفتم؟ پس چرا منو انداختین؟

_ عزیزم نمره برگه شما 2 بود. من چیکار می‌تونستم بکنم؟

_ استاد بخدا خیلی به هم ریختم. الانم چند وقتیه دارم میرم روانشناس که بعد از جدایی ضربه نخورم.

_ ببین عزیزم، اگه نظر منو می‌خوای برو بچسب به زندگیت.

_ نه........ من عاشق درسم. می‌خواستم برم انصراف بدم توی بانک همه بهم گفتند شیمی رشته‌خوبیه.

_ بله. شیمی رشته‌ی خوبیه اما با شناختی که من توی ترم از تو دارم خیلی توی این رشته موفق نیستی.

_ نه استاد. آخه من مشکل داشتم. شوهرم یه آدم نفهمه که به من همش تهمت میزنه. منو درک نمی‌کنه.... قبل از ازدواج با یکی شش ماه صیغه بوده...

_ قبل از ازدواج چه ربطی به تو داره؟ من بازم میگم برو بچسب به زندگیت.

_ آخه استاد یکی دیگه هست که منو درک می‌کنه. می‌خواد منو ببره کانادا!

_ هوم ......

 

 

................................

 

_ استاد من می‌دونستم شما از من خوشتون نمی‌آد....

_ یعنی چی؟ توی کلاس بیشترین انرژی رو من برای شما میگذاشتم.  غیر از این بود؟

_ ترو خدا استاد. میدونید من چقدر باید پول بدم برای این درس؟

_ اولا که آدم که عاشق درسه براش هزینه می‌کنه. بعد هم شما که گفتی می‌خوای بری کانادا. دیگه یکباره برو همونجا ادامه بده.

_ نه استاد از دیروز تا حالا زندگیم کلی فرق کرده.  اون دکتره که می‌رفتم پیشش همون بود که قرار بود منو ببره کانادا... گفت که هنوز با زن قبلیش رابطه داره. با منشی مطبش هم..  به منم گفت باید سه ماه با هم  رابطه داشته باشیم تا بعد تصمیم بگیریم....  حالا می‌فهمم شوهر خودم چقدر ماهه. با اینکه از اون پولدارای شهرشونه نیگاه به هیچ زنی نمی‌کنه. حالا من میگم پولداره شما منو نندازینا .......

_ گفتم  زندگیتو اینقدر آسون نباز دختر...  بعد هم من شما رو نمیندازم. شما خودتون افتادین.  برو به مسائل مهمتر زندگیت فکر کن. توی زندگی مشکلاتی هست که بی اهمیت ترینشون افتادن یه درس سه واحدیه!