X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : یکشنبه 7 اسفند‌ماه سال 1384 در ساعت 08:03 ب.ظ
نویسنده : مهتاب
عنوان : سندروم اختلال روحی ـ کاری!

اول ترم همیشه همراهه با دربه داغونی اوضاع کاری و البته روحی من. برنامه ی کاریم اونقدر به هم ریخته است که با گذشت چند هفته از ترم هنوز ساعت کاریم دقیقا مشخص نیست. تا این لحظه فقط می دونم از اول هفته تا آخرش تهرون و اطراف اونو باید دور بزنم.  شنبه ها دو ساعت  وسط شهرم! یکشنبه ها ساعت 7:30  با خمیازه های بچه ها درس رو شروع می کنم و با تمام شدن آن در ساعت 10:30 ، باید برم توی دفترم و بشینم غلط گیری این کتاب جدیدو بکنم تا.... ساعت 2:40 که کلاس بعدیه... سه شنبه ها هم  دوباره میرم غرب، چهارشنبه ها هم که اوت یعنی خارج از تهرون... ( دلمون خوشه زندگی می کنیما! )

 

علاوه بر این برنامه ی قاراشمیش، اوضاع روحی خودم هم خیلی به هم ریخته. دیروز رفتم با بچه ها صحبت کردم که این ترم رو نرم اون دانشگاه خارج از تهرون. اما دانشجوها قبول نکردند کسی دیگه به جام بره و در عوض قول دادند تا می تونند این ترم انرزی مثبت بدهند بهم. یکیشون قرار شد بیاد کارهای خونه رو هم بکنه!

 

کلاس که تموم شد یکی از بچه ها دنبالم تا  اتاقم اومد و بعد زد زیر گریه. شروع کرد تعریف کردن که با چه آدم عوضی ای  مجبوره زندگی کنه ( جمله ی خودشه). عینکشو هم از صورتش برداشت و چشماشو نشون داد که کم بیناست. بعد هم ازم خواست راهنمائیش کنم که چه جوری درس بخونه که با وجود یه بچه ی کوچیک 8 ماهه بتونه ارشد قبول بشه و استقلال مالی برای طلاق رو داشته باشه! آنقدر خسته بودم که بهش نگفتم استقلال مالی شرط لازمه  نه شرط کافی!

اون یکی شاگردم هم اومد پیشم. همون که گفتم صرع داره. اسمشو بهم نگفته بود. یا شاید هم گفته بود، من یادم نمونده بود. ازش پرسیدم نمره ت چند شد؟ گفت: 11، ولی نمره چیه استاد...... من عاشق خودتونم!......

چقدر آمار طلاق بین دانشجوهامون زیاده... یکیشون می گفت: بچه ها فقط توی ازدواج به یه فاکتور توجه دارند: ارضای غریزه ی جنسی. و  بعد از چند ماه،  تازه می فهمند که توی هیچ چیز با هم اشتراکی ندارند حتی همین غریزه ی جنسی!

ذهنم خیلی به هم ریخته است...... اگه می بینید خیلی بی ربط می نویسم برای همینه...   روحم خسته است. دچار سندروم اختلال روحی - کاری شده. بدم نمیاد یه رابرت ردفورد پیدا بشه با یه هلیکوپتر اختصاصی، توی یه جزیره ی اختصاصی تر، بهم یه   proposal بده! هی ی ی پر رو ...... indecent شو نگفتم که.....