X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : یکشنبه 4 دی‌ماه سال 1384 در ساعت 06:28 ب.ظ
نویسنده : مهتاب
عنوان : آقای خاتمی: لطفا به وبلاگ شهر با عبای کرم رنگتان بیایید!

من این عبای شکلاتی را که کمی سیر یا روشنترش را می‌توان بر تن هر آخوندی دید، دوست ندارم. من خاتمی را با آن عبای کرم روشنش دوست داشتم. وقتی آن را پوشید، حس کردم با بقیه فرق دارد! قبل از او این عبا را تن کسی دیگر ندیده بودم.  من حرفهای خاتمی را دوست داشتم، چون احساس کردم کسی آمده است که کاری بکند! من آقای خاتمی را در دور اول ریاست جمهوریش  دوست داشتم چون فکر می‌کرد می‌شود کاری کرد. اما ...

آقای خاتمی دور دوم نباید می‌آمد! شاید آوردنش. گریه‌هایش این را می‌گفت! خاتمی دور دوم می‌دانست که کار زیادی نمی‌شود کرد. اما آمد. که اگر نمی‌امد خیلی علامت سوالها از رویش برداشته می‌شد.  اگر نمی‌آمد، بیشتر دوستش داشتم!

تاریخ ایران به یاد می‌آورد کسان دیگری را که آمدند و نتوانستند به وعده‌هایشان عمل کنند. نتوانستند آب و برق را مجانی کنند، نتوانستند پول نفت را سر سفره های مستضعفین بیاورند، نتوانستند پابرهنه ها را وارث زمین کنند. نتوانستند...  اما هیچکس جرات نکرد که بیاید و  همان حرفها را از قول آن شخصیت‌ها تکرار کند چه برسد به آنکه گلایه کند! اما امروز  همگی از خاتمی گلایه  داریم.

دوستان (و حتی دشمنان ) عزیز که امروز همه‌ی تقصیرها را گردن خاتمی می‌اندازید؛ خاتمی بیش از این نتوانست . شما چه می‌توانید بکنید؟!  ( خداییش با این ملت که نیمش خمارند و نیمش نشئه چه انتظارهایی داریم‌ها؟!). می‌گویید خاتمی وقت را هدر داد؟ خوب این چهار سال را هم اضافه کنید به باقی عمر هدر رفته مان! حتما اینقدر انصاف دارید که دور اول را به کلی ندید نگیرید!

 

و کلام آخر با شما آقای خاتمی: خوش آمدید. اما اهالی وبلاگشهر از شما انتظار دارند که اینجا شفافتر باشید! پس لطف کنید و این عبای شکلاتی را عوض کنید و با آن عبای کرم رنگتان بیایید. شما که  یکوقت خدای نکرده از آن عباهای سیاه  رنگ ندارید. نه؟!