X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : سه‌شنبه 17 آبان‌ماه سال 1384 در ساعت 09:24 ب.ظ
نویسنده : مهتاب
عنوان : هی کچل! مِرا آپکا باهوت پیار هه!

توی نت بودم که دیدم چراغ بوان روشنه و نوشته آی ام ان اس ام اس.  یکدفعه  صدای موبایلم در اومد. گوشی رو که برداشتم دیدم یکی داره " هلو هلو ... دیپ دیپ" می‌کنه! گیج شدم  اول فکر کردم بوانه.  دقت کردم دیدم میگه " سندیپ ... سندیپ"!

سندیپ شارما بود. برای قرارداد جدیدی که با اصفهان بسته‌اند اومده بود ایران. یه شرکت هم  توی تهران زدند، یه قرارداد  هم توی عسلویه دارند . گفت: پروژه‌ی اصفهان خیلی خوبه و از منم خواست تا باهاشون همکاری کنم. حالا  تا ببینیم...

روبروی "مومبی نایتس" همونجا که دو سال پیش دیده بودمش، ملاقاتش کردم. چقدر دوست داشتم تاریخ اون بار اول رو بدونم ( آخه توی این تاریخ یه کچل به زور سوار ماشین من شد و یه وب کم گذاشت توی ماشینم. تازه پیاده هم نمی‌شد ....بوق ق ق ق ق).  یه سبد گل رز آورده بود. گذاشتم توی ماشین و شروع کردیم به صحبت. گفت حیف  شد نرفتی تایوان. گفتم میدونم. فرصتی بود که مفت از دست دادمش. گفت: رئیس یکی از دانشگاههای هند دوستشه. یه چند تا دوست هم توی چین داره. قرار شد سی وی خودمو براش بفرستم تا اقدام کنه. حالا تا ببینیم... 

رفتیم تاج محل. نه اون که توی هنده. این که توی ملاصدراست! راستش اون پیشنهاد داد . من حتی بلد نبودم کجاست. با اینکه خیلی از جلوش رد شده بودم! خلاصه هی لفت ، رایت کرد تا رسیدیم. منو رو آوردند. اون مثل دفعه قبل "دال " سفارش داد. یه چیزی مثل سوپ یا آش غلیظ خیلی هات( همون آش شله قلمکار خودمون!). پرسیدم برای من چی پیشنهاد می‌کنید ؟ گفت : من که تا به حال گوشت نخوردم. ولی "کشمیری کباب" به نظرم خوبه. من هم همونو گفتم. بعد که غذا رو آوردند دیدم همون جوجه کباب خودمونه!

ازش پرسیدم یادشه بار اول کی همدیگه رو ملاقات کردیم؟ با کمال تعجب دیدم یه برگه رو از توی کیفش آورد بیرون و بهم نشون داد. صورتحساب دفعه‌ی قبل بود که من  پشتش چند خط یادگاری نوشته بودم. 5 خرداد سال 82.... 

موقع برگشتن اونقدر گیج بازی در آوردم که گفت: اگه اجازه بدی من یه ماشین بگیرم و خودم برم! گفتم : امکان نداره. بعد هم خوابمو براش تعریف کردم. آخه دیشب خواب دیدم که یه افسر پلیس جریمه‌ام کرد.  حواسم گرم صحبت بود. اصلا یادم نبود که از مدرس به سمت هفت تیر طرح ترافیکه.  با صدای سوت پلیس به خودم اومدم و برگ جریمه‌ی 13 هزارتومنی رو تحویل گرفتم! خدایی این همه خواب خوب خوب می بینیم یکیش تعبیر نمیشه، آخه این انصافه؟!!!