X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : دوشنبه 9 آبان‌ماه سال 1384 در ساعت 02:50 ب.ظ
نویسنده : مهتاب
عنوان : جلسه


مسئول آموزش اومد سر کلاس تا جلسه‌ی امروز ظهر رو یاد آوری کنه. کلاس رو زودتر از معمول تعطیل کردم و رفتم دفتر گروه. موضوع جلسه، درخواست خرید دستگاهی بود که قیمتش حدود 400 میلیون تومنه. من، مدیر گروه و دو نفر دیگه بودیم که باید ریاست دانشکده رو متقاعد می‌کردیم که داشتن این دستگاه برای دانشجویان کارشناسی ارشد لازمه. من از اونجایی که پروژه زمان تحصیل خودم یه جوری به این دستگاه مرتبط می‌شد، موافق خرید بودم و نظراتمو گفتم. دکتر "ن" داشت دلایل مخالفتشو می‌گفت.  دکتر "ط" که صندلی بغل من نشسته بود، سرشو آورد پایین و آروم یه چیزی گفت. متوجه نشدم چی میگه. 

گوشمو بردم نزدیکتر و گفتم: ببخشید چی گفتین؟

آروم تکرار کرد: هیچی، گفتم چقدر پاهای شما کوچولوئه! الان توجه کردم!!!