X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : شنبه 9 مهر‌ماه سال 1384 در ساعت 07:45 ب.ظ
نویسنده : مهتاب
عنوان : مگه چیه؟ عنوان نداره!

اینجور وقتا، فقط دلت می‌خواد به یه چیزی گیر بدی. فرقم نمی‌کنه گیرش به چی و از چه نوعی باشه.  بستگی داره  کدوم دم دست‌تر باشه! بذار ببینم....... اوم م م ..... همکارم آقای دکتر "ب ل" چطوره؟ نه بابا اشتباه نکنید. این اون سگه،  بل  نیست که!  هر چند تا حالا چند بار هم پاچه من رو گرفته. ولی این بل با اون بل یه کمی فرق می‌کنه. تازه شم امروز کلاس نداره. بخشکی شانس!

...... کلاس امروزم هم که با ورودی‌های جدیده!  بی‌خودی که نمی‌شه به اونا گیر داد. تازه اولین روزه که با من درس دارند طفلکی‌ها!

نوچ! ...... هیچکی دم دست پیدا نمی‌شه. عوضش این چند ساعته که از راه رسیدم، گیر دادم به خوردن! اینم در نوع خودش گیره دیگه! ماکارونی، انگور، دو تا کاسه توت و  پسته و بادوم. اونم از نوع هندیش! حالا هم که یه کپسول فیفول!

راستی کچل! دیدم امروز دلم بهونه می‌گیره، گفتم  گیر بدم عاشق بشم. خودتو لوس کردی، اونم پرید!

 

پ.ن ۱: هی آقاهه با توام........ اومدی سوار ماشینم شدی، کلی هم با حرفای صد تا یه غازت سرمو بردی ، اونوقت واسه  یه  بازدید  که اونم خودم رسوندمت، ده هزارو پونصد تومن هزینه می نویسی؟  دلم خنک شد که وسط اتوبان پیاده‌ت کردم. به بر و بچ  هم سفارش می‌کنم کسی از بانک ملی شعبه‌ی شهدا وام نگیره!


پ . ن ۲ : نامرد! گفت دارم میرم  لاوان ولی رفت دوبی!