X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : جمعه 6 خرداد‌ماه سال 1384 در ساعت 08:13 ق.ظ
نویسنده : مهتاب
عنوان : غافلگیری عاشقونه

 

تو... تو یه چیز دیگه ای

بهت گفتم که  تو واسه من زیادی... من مثل یه بچه ام و تویه کوه آب نباتی !
گفتم بهت , دیوونه ام , یه آدم عجیبم
...
لابه لای این آدما , فک می کنم غریبم
گفتم که تو ماهی ولی منم فقط جرقه
تو بمبی اما من فقط , صدای یک ترقه
تو
... تو یه چیز دیگه ای,... تو مثل یک خدایی
منم که خیلی گیجم و یادم می ره کجایی
همش باید داد بزنی تا تو رو پیدا کنم

تو... تو یه چیز دیگه ای
یادم میره همیشه که , فقط تو قلب مایی ( ینی تو قلب منی )

کارم رو ببین , خودت رو ببین , ببین که به کجاها کشیده
من یه مداد سیاهم و تو دفتر سفیدی
ترسم اینه تا که بیام , بگی چرا خط کشیدی
من پر از اشتباهم و تو هم همش می بخشی
می بخشی که باید همش کار بدمو ببخشی