X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : پنج‌شنبه 8 اردیبهشت‌ماه سال 1384 در ساعت 03:56 ب.ظ
نویسنده : مهتاب
عنوان :
پیش زمینه های ذهنی ما نمی گذارد مطالب را درست گوش دهیم یا بخوانیم. هول می زنیم تا برسیم به جایی که 
خودمان باید حرف بزنیم و نظر بدهیم. مختص گروه خاصی هم نیست. از همین  صغری خانوم که فقط دو کلاس اکابر
خوانده تا  اصغر آقا ی قصاب و حسن بقال بگیر تا  فلان ژورنالیست و  دکتر و مهندس .
انگار کاریش هم نمی شود کرد. عادت کرده ایم . تر ک عادت هم ........
اصلا همین بود که این چند وقت که گهگاه می‌نوشتم وارد هیچ  بحث بخصوصی نمیشدم.  دل نوشته های خودم را
با چند خطی بیان می‌کردم. خواننده هم یا منظورم را می‌فهمید یا نمی‌فهمید. برای من هم فرق نمی‌کرد.
اینجا می آیم تا آرام شوم. از هیاهوی بیرون. از دست و پا زدنهای بی فرجام یا بافرجام! 
به زعم برخی افراد ( نمی خواهم بنویسم دوستان . چون دوست برایم معنای خاصی می دهد) دخترک هم نیستم
که زود از کوره به در روم . افتخاری هم نمیدانم که لقبی به دوشم باشم. چه دکتر باشد چه لقب دیگری. آنها که مرا
می‌شناسند دیده اند که این مهتاب است که به القاب معنا داده نه القاب به او.  سعی هم نکردم کسی را منفعل کنم.
راه درست را هم من نشان نداده ام. "تعادل "  واژه ای نیست که من معنایش کرده باشم. معنایش در خودش هست .
می ماند این که ........
 راستی چند نفر از شما تا به حال در این کنگره ها ، همایشها  ، سمینارها و نشستهای اینجا و آنجا شرکت کر ده اید؟
چند نفر از شما به عنوان ارائه دهنده مقاله بوده اید ؟  چند نفر از شما ترنسپرنتی هایتان را با ذوق و شوق به نمایش
گذاشتید تا حرفتان را بزنید؟ چند نفر از همان هیئتهای ژوری به حرفهایتان درست و حسابی گوش کردند؟ 
 
جز آنکه رنگ جلد پایان نامه تان را بیشتر از مطالب درونش مورد بحث قرار دادند؟   من خیلی در این همایشها بوده ام
  و متاسفانه چیزی جز هدر رفتن سرمایه های  مالی و انسانی  ندیده ام. البته از حق نگذریم نهارهایشان مفصل است!
دیدار دوستان و رفقا هم بد نیست........
 پ. ن :حالا باز هم یک عده ای می آیند و می گویند  سعی کرده ای افراد را منفعل کنی یا طرفدار قانون همه یا هیچ هستی. 
باشد اگر  فکر می کنید راه دیگری پیدا نمیشود تا  قدمهای اصولی تری برداریم، بروید این " شو " های علمی ، سیاسی ،
فرهنگی را برگزار کنید . من هم ناهار خدمت می‌رسم!