X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : دوشنبه 9 شهریور‌ماه سال 1383 در ساعت 08:28 ب.ظ
نویسنده : مهتاب
عنوان :

به یاد آنان که دوستمان دارند و نمی دانیم و به نام آنان که دوستشان داریم و نمی دانند

روزهایی که انگار هستم ، کسی در آینه می گوید ،خیلی دور ... خبری هست ! من مال اینجا نیستم ، میگذرم از تمام اتفاق های دور و نزدیک ـ بیرحم ـ درست مثل این ثانیه هایِ همیشه درگذر ، دائم میان این آرزو های گذرا مسافر ، گاهی رسیده گاهی نرسیده .
خیال شیرینیه.... طعم دیگری مرا از تمام آمال گذشته میراند ــ می کشد ــ به سویی که انگار از آغاز ، راه ، همان بوده و باز در میان این به خیال وصال ، خواسته ای می روید سبزتر از بهشت و من باز رها میکنم گاهی با هربار رها شدن میبینم رهایم کردند کمی اشک می ریزم کمی می گذرد میبینم رهاشدن از سوی کسانی که رهایشان کرده ای به  این حد تلخ نمی تواند باشد

                                       ******************

*برای آنکه کمی ،حتی اگر شده کمی زندگی کرد ، دو تولد لازم است. تولد جسم و سپس تولد روح. هر دو تولد مانند کَنده شدن هستند . تولد اول بدن را به این دنیا می افکند و تولد دوم روح را به آسمان میفرستد.

تولد دوم من زمانی بود که تو را دیدم ..."          *کریستین بوبن     

 
بعضی حرفا رو حتما باید گفت مثل  "دوسِت دارم"   حالا به هر شکلی...